![]() |
![]() |
|
|
امشب هم به خاطراتت شب بخیر می گم.
|
|
جوجه یه خواهش دارم ازت این اولین و آخرین خواهشمه
دعای تحویل سال امسالم این بود که مهرت از دلم بره ولی انگار اونی که اون بالاست قراره حسابی ادبم کنه جوجه تو بهش بگو ادب شدم بسته دیگه . جوجه با خاطراتت داری داغونم می کنی کی مجازاتم تموم میشه؟ تقاص کدوم گناهو دارم میدم؟ تمام امروزم با چشمای بارونی گذشت. چرا فراموش نمیشی؟ |
|
دیشب خواب دیدم.
خواب دیدم با هم تلفنی صحبت می کنیم. تو خواب خوشحال بودم چون چند شب پیش دلم هوای صداتو کرده بود. ولی فقط خواب صدات بود . بعد از ۴ ماه خواب شنیدن صدات.
|
|
بهت حسودیم میشه .
می دونی چرا؟ برای اینکه یکی مثل من دیوانه وار ......داره. |
|
دارم به این فکر می کنم که الان خوابی چون فردا صبح باید سرکار بری.
تو ذهنم مجسمت می کنم . مجسم می کنم صورتتو دستاتو موهای فرفریتو. آخه کدوم جوجه ایی هست که موهاش فرفری باشه؟ خوب جوجه ی منه دیگه چون تکه. فقط همین یه جوجس. که دیگه ندارمش. |
|
تو سهم من نبودی و به قصه ها سپردمت
ولی به عشقمون قسم که ..... |
|
چه دیر گذشت این یک سال.
|
|
سه شنبه ۱۴/۳/۸۷عصرش کلاس تست مدار منطقی داشتم.
مخالف اومدن بودم چون می ترسیدم بازم دعوامون بشه. اومدی دنبالم اما چون تعطیل بود ماشین گیرت نیومد دیر رسیدی دم پل مدیریت(یه جوجه با چشمای خوابالو) از سوپر نزدیک خونه پفیلا خریدی برام. باشگاهی که می رفتیو نشونم دادی. تو پارک نزدیک خونتون نشستیم دختر همسایتون داشت می دوید. رسیدیم گفتی:نسکافه گفتم:نه بعدش شربت آوردی. عکس دوستات که توی کامپیوتر بود نشونم دادی. به طور ناگهانی یه فلدرو گفتم باز کن. باز کردی عکسای مهسا بود رفتی بیرون اتاق تا من راحت ببینم ولی من صفحه رو بستم. برام یه فیلم گذاشتی که یه مرد دچار فراموشی شده بود. چند بار رفتی توی بالکن سیگار کشیدی یه بارم در بالکن رو به روت بستم. اومدی ناهار درست کنی ۴ تا ساندویچ گذاشتی تو ساندویچ ساز که ۲ بارش انگشتات سوخت که هر ۲ بارش من جای تو آخشو تو دلم گفتم. به شوخی بهم گفتی نوشابه رو زمین نریزم. اومدی ظرفا رو بشوری گفتم کمکت کنم لج کردی خودت شستی. عصبانی شدم رفتم مانتومو پوشیدم. اومدی رو مبل توی حال نشستی رفتم کتونیمو پوشیدم. بحثمون شد بند کتونیمو بستمو اومدم بیرون. از پیشت رفتم برای همیشه چه ساده اما...... یک سال و ۲۰ دقیقه از اون روز گذشت.
|
|
می خوام خاطرات دورانی که با هم بودیمو ثبت کنم
که بعدها بدونم که منم تونستم کسی رو دوست داشته باشم. و امروز که سالروز جداییمون هست رو برای استارت زدن انتخاب کردم. یادته ..... حوالی ساعت ۲و۳ بود. |
|
امروز تو مطب دکتر یه پسر ۲ساله با موهای بور فرفری دیدم.
یاد کچل افتادم(امیر علی)بعدشم یاد جوجه (داییش) افتادم. خواستم فراموشت کنم ولی خاطره هات جز دیونگی راهی برام نذاشت.
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|